یکشنبه 18 فروردین ماه سال 1387

 

آهای نیلوفرم

آهای گل ِترم

نبودی روبروم

آهای پشت سرم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!

...

یادمه سر نقد ترانه های آخرین آلبوم محمد اصفهانی ، دوستان منتقد تا می تونستن ترانه های آلبوم رو به خاک و خون کشیدن که سردمدارش ترانه "مرو ای دوست" بود .البته یک به یکش رو یادمه ، اولی که اصلا آدم نیست ، دومی اوج و فرود ندارد ، سومی زیادی ساده س ، چهارمی ضعف تالیف داره !! پنجمی ... خورده که ترانه گفته تا الی آخر .

حالا !!

یاد منتقد و استاد دانشگاه و کارگردان کل یوم همه فن حریف سینما آرش معیریان افتادم که برگمن و هیچکاک و رفقا وقتی می فهمیدن قراره فیلم جدیدشون توسط استاد نقد بشه نصف گوشت بدنشون از ترس آب می شد ... تا اینکه گذشت و استاد با شارلاتان پا به عرصه سینما گذاشت و همه رو انگشت به دهان کرد.

حالا حکایت همین منتقدان هست ...

...

خیلی از اوقات ترانه رو با فیلم مقایسه می کنم . اینکه مدتهاس ترانه خوبی نشنیدیم و البته فیلم خوبی ندیدیم .

با این حال دست تمام کسانی که بدون ادعا می آیند و ترانه می گویند می بوسم .

...

هیچ حرفی از زبانم سر نزد 

هیچ کس این خانه ام را در نزد 

  

باز هم حالی به حالی شد دلم 

آب خوردم خیس شد از نو گلم  

  

باد در پیشانی شب تاب خورد

بوی باران باز بر مهتاب خورد  

  

یک نخ دیگر به آتش داده ام 

ربط آتش بر فراغش داده ام  

  

بوی خواب آلود دود از در گریخت 

ابر هم اشکی به بام خانه ریخت  

     

چرخ میزد ساعت دیواری ام: 

"آخرین ساعات بی آزاری ام"  

    

پنجره حرفی بجز دعوا نداشت 

داشت هم دیگر برای ما نداشت  

      

خانه بین چشم و ابرو کرده ام    

من به این بی حرمتی خو کرده ام    

...

بخشی از شعر مرتضی درخشان که جدا از بعضی اشکالات کوچک ، خواننده رو تا آخر به دنبال خود می کشاند .

ادامه اش را در وبلاگ http://blackpages.persianblog.ir/ بخوانید.

 

پنجشنبه 9 اسفند ماه سال 1386

 

برای منی که سالهای طولانی از عمرمو صرف ترانه کردم  و بدون هیچ گونه چشمداشتی ترانه گفتم شنیدن ترانه های حال حاضر که بدون هیچ گونه ذوق و شوقی گفته می شود برایم مایه شرمساری است . جدا از این مبالغی که بین ترانه سرا و خواننده بابت چنین خزعبلاتی رد و بدل می شود مایه شگفتی است .

موضوع زمانی جالب تر می شه که این دوستان هرگونه انتقاد رو نسبت به ترانه هاشون برنمی تابند و تا می توانن دیگران رو به بی سوادی متهم می کنن .

نمونه ها هم در این زمینه بسیارن!

بین من و تو فاصله ست

 اما فقط یک صندلی

موهامو وا کردم یه شب

زخماتو می بندم ولی

دور پرستوهای اشک

 قفس نمیکشم چرا؟

من و بغل کن و ببین!!!

نفس نمی کشم چرا !!؟

...

ترانه سرا در این جا از ساده ترین شیوه برای گفتن ترانه استفاده کرده و بدون هیچ گونه خلاقیتی کلمات و قافیه ها رو به هم مرتبط کرده تا خزعبلی به نام ترانه تحویل خواننده بدهد و از لحاظ دیگه سهل و ممتنع بودن شعر رو به گند کشیده است .

در این ترانه هیچ بیت و حتی مصرعی ربطی به بیت و مصرع دیگه نداره و در نگاه اول همه فکر می کنن کودکی از سر شوق و ذوق کودکانه اش  شروع به گفتن ترانه ای در حد سن خود کرده ولی بعد معلوم می شود سراینده این ترانه یکی از ترانه سرایان به نسبت نامی این مرز و بوم هست که البته نامش هم محفوظ می باشد.

این ترانه به حد خود چنان دارای مشکل است که نیازی به جزییات نیست و همان کلی گویی اکتفا می کند.

...

نمونه ای دیگر

بار ون  یک ریز میاد از آ سمون د نیا داره تو دست من جا میشه

 معجزه یعنی وقتی تو می خندی جهان تو عشوه هات هویدا می شه

 

طاقی که روی ابروی تو بستن ستون بی ستون فرهادیه

مردی که روبروی تو نشسته تشنه ی یک جرعه ی آزادیه

 

 

 

بدون شرح اضافی !!!!

 

...

 

به شخصه تا این وضع ادامه داشته باشد هیچ پیشرفتی در ترانه متصور نیستم و دل را باید  باز به ترانه های کسی خوش کنیم که عاشق تضاد است .

 

چهارشنبه 24 بهمن ماه سال 1386

 

سلام ...

دنیای اینترنت هر چقدر هم که بزرگ باشه باز هم کوچک به نظر می رسه.عادت اینکه بیایم و مثل دوستان دیگرم در این امر ترانه نویسی خودم رو معرفی کنم و کلی برای خودم طرفدار درست کنم ندارم . این کار باعث از بین رفتن ضعف هایم نمی شود و چیزی جز تملق گویی و اظهار لطف دوستان که معمولا در خون ایرانیا نیز هست نمی شود که خواسته من نیز این نیست .

من هر چند با خوانندگان بزرگی چه در داخل و چه در خارج کار کردم ولی دوست دارم ترانه های جدیدم رو با هر مضمونی در مقابل خوانندگانم قرار دهم و نظر درست آنها رو بدونم .

با تشکر از لطف همه دوستان .